موضوع «فشار حداکثری» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
نمیدونم تا کی باید با این دانشگاه دست و پنجه نرم کنم.
این برهه از زندگی دقیقا برای بابات پر فشار ترین. فشار حداکثری که رومه داره لهم میکنه ولی چاره ای جز ادامه دادن نیست
سه ماه دیگه چه اتفاقی میفته؟
راستش من رو میبره به زمانی که میخواست 18 سالم بشه...

با خودم میگفتم واااای گواهینامه! اختیار تام! آزادی! سفر با دوستام! دانشگاه!
اما الان که چندین سال میگذره وقتی به اون دوران نگاه میکنم انگار خیلی از تفکراتی که داشتم هنوز عملی نشده. درسته، با اینکه مدت ها میگذره سوار ماشینم که میشم و مسیر رو طی میکنم موزیک مورد علاقم رو میذارم و بلند میکنم. در مسیر برگشت به خونه با دوستم تو ماشین میرقصیدیم مسخره بازی در میوردیم و کلی حرف میزدیم. خوش بود اما...
از اون روزا فقط یه خاطره واسم مونده. چون دوستام رو خیلی وقت خط زدم. با این حال خاطراتش خوش.
اینکه چرا خط زدم؟ شاید چون تو هر مرحله از زندگی باید بهترین برای خودم میبودم و برای اطرافیانم. دلیلی نداره تا همیشه بخوام برای همه خوب باشم. شاید یه جا توقع داشته باشم برام کاری کنن و این کارو نکنن اونجاست که ترجیح میدم زمان و انرژیم صرف کار خودم کنم نه منت و درخواست از کس دیگه.
خلاصه که انگار سه ماه آینده هم برای بابات دوباره یه شکاف و نقطه عطف تو زندگی باشه. تقریبا همچی جدید میشه. بابات حتی تصمیم داره تمام یا اکثر انسان های دورش رو عوض کنه. شاید محل زندگی و ...
این یکی فقط یه خاطره یا درد و دل بود وگرنه چیز خاصی فکر نکنم توش پیدا کنی. فاز نصیحت هم نبود. فقط خواستم یکم خالی شم و خب چه جایی بهتر از اینجا که میتونم با بهتر از خودم از جنس خودم صحبت کنم؟
برچسب:
نویسنده: marimari