در ادامه، هر آنچه باید درباره «چرا از سختیش میگم؟» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
اندک مهلتی دارم...
امروز تقریبا به هیچ کاری جز کارهام نپرداختم. به نظرم وقتش بود. دیشب خیلی منتظر امروز بودم و امروز تونستم قدم بزرگی بردارم.
میدونی چرا اینجا مینویسم؟

یه بخش بزرگیش بخاطر اینه که فردا روز یادم نره روزگاری کجا بودم. یادم نره که اعتبار به راحتی ساخته نشده. یادم نره چقدر برای چیزی که بهش رسیدم تلاش کردم و از روز اول با چه هدفی این کارو کردم.
شب هایی بوده که گرسنه بخوابم؟ اره
شب هایی بوده که با درد بخوابم؟ اره
شب هایی بوده که از خیال پردازیم خوابم نبره؟ اره
خیلی شب ها بوده، حتی خوبش هم بوده ولی نمیخوام بعدا روزهای سخت رو یادم بره.
اگر روزی اومدی و اینجارو خوندی شاید تعجب کنی بابات چرا اینقدر از سختی و برنامه هاش نوشته واست. بخاطر اینه که اگر یک زمان تصمیم گرفتی ادامه دهنده این راه باشی و بهش علاقه داشتی یادت بمونه که از روز اول هدف چی بوده.
دیدی بعضی آدم ها با بعضی کارهاشون گند میزنن به اعتبار همچی؟ دیدی آدما و شرکتای بزرگ رقباشون چکار میکنن؟ ممکنه از هر ترفندی برای خراب کردن رقبا استفاده کنن. باید اونقدر روی تصمیم و هدف مصمم باشی که هیچ چیزی باعث نشه هیچ آسیبی به اعتبار شخص خاص یا خودت و یا کسب و کار زده شه.
میدونی راستش یاد پرستوها افتادم. ازین مواردی که میفرستن تا اطلاعات رو بکشن بالا تا خودشون رو به دل شرکت رقیب بیارن و سو استفاده کنن یا شاید هم بخوان اعتبار رو تخریب کنن. باید هوشیار بود. هرچقدر بالاتر بری تشخیص درست از غلط، فیک از واقعی سخت تر میشه.
مسئولیت کمی نیست میدونم، اما اگر ما انجامش ندیم پس کی انجامش بده؟ بعد از چند سال؟ باید چند دهه بگذره تا تازه یک نفر بخواد انجامش بده؟ از کجا معلوم بتونه به خوبی ما انجامش بده؟ پس به نظرم انجام دادنش در این لحظه از زمان ارزش خاصی داره.
برچسب:
نویسنده: marimari